someone new and its unintended consequences

همیشه توجهم به این نکته که دوست داشتن چه تا میزان ترسانک است جلب شده بوده ولی در موقعیتش قرار گرفتن داستان متفاوتی است. تقریبا 2 ماهی میشه که “ن” رو میشناسم ولی توی ذهنم خیلی بیشتر ازین حرفاس. نه ماه دیگه از سربازیم مونده و سه هفته دیگه امتحان تاقل دارم وهفته ای که گذشت هیچی نخوندم به جز تو پادگان و عذاب وجدانش داره خفم میکنه. امیدوارم بالای 90 بشم. حالا این که ظهر جمعه نشستم دارم اینارو مینویسم خودش جای سوال داره.  خانواده رفتن میگون و من تنها تو اتاقم لش کردم و به این فکر میکنم که کاش تنها زندگی میکردم. آزاد و رها. یه هفته است که 25 سالم شده این خودش ترسناکه. ولی جدای این ها یک جای کار میلنگه و هر چقدرم بهش فکر میکنم چیزی به ذهنم نمیاد. صرفا حسش میکنم. فکر هم نکنم به خاطر سربازی باشه. با آهنگی که الان پخش میشه میتونم گریه کنم. چرا تعداد این آهنگا زیاده؟ ینی من انقدر شکننده ام؟

خب تصمیمم رو گرفتم : این 3 هفته مثل سگ زبان میخونم اگه شد که هیچی اگه نشد سال دیگه تلاش میکنم ولی یه حسی بهم میگه که میتونم! جدی میگم. آمریکا آمریکا ما داریم میایم 

دوست دارم طراح صحنه تیاتر و کنسرت بشم. وقتشه از معماری بکشم بیرون. طراحی محیط بازی رو هم دوست دارم. خلاصه امیدوارم یه انی بشم اگه نشدمم گور باباش 

به توصیه ن دارم پادکست رواق رو گوش میکنم و واقعا جالبه ولی نمیدونم آمادگی دارم که با این ترس ها روبرو بشم یا نه. واقعا میتونه بعضی از قسمت هاش بهمم بریزه. ولی خب به نظر بالاخره باید روبرو بشم ولی نمیدونم الان تایم مناسبی باشه براش یا نه. این که من به هیچ تبدیل میشم و در نهایت اندازه پشه ای که برای لحظه ای زندگی انسانی رو تحت تاثیر قرار میده من در این جهان نمیتوانم تاثیر بگذارم. که در نهایت تمام این دوست داشتن ها، نفرت ها، تلاش ها و تمام این احساساتی که حالا دارم و داشتم و خواهم داشت هیچ مطلق است. این که زندگی مادر یا پدرم کمتر از یک سال به حالت عادی برمیگرده. تمام این ها غمگینم میکنه ولی حقیقته

من ولی هنوز خیلی جوونم میخوام همینی که هست رو، همین زمان اندکی که برام باقی موندرو مصررف کنم. میخوام تک تک ثانیه رو با تمامیتم درک کنم. پس این ترس لعنتی چیه؟ وقتش نشده که بپرم؟ تا کی؟

 صالح عزیز شما درین جهان که هیچ تاثیری رویش نمیگذاری تنهای تنهای تنها هستی و بهتره هر چه زودتر با این قضیه روبرو بشی تا دوباره تو کثافتی که توش بودی نیوفتی  

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *